زندانی سیاسی خالد حردانی در نامه ای که از درون زندان گوهردشت کرج منتشر کرده، نوشته است: زندانیان سیاسی در طول سالهای خفقان ارتجاع آخوندی در ۳۸سال گذشته بارها و بارها به اعدام نه گفته اند، .... به موشک پرانی ها و ماجراجویی ها و دخالت رژیم در کشورهای منطقه و شرکت در کشتار زنان و کودکان، نه گفته اند، و در این راه از جان و زندگی خویش گذشته اند برای یک نه بزرگ به ولایت فقیه.

متن نامه بدین شرح است:
“با سلامی گرم به گرمای شعله های فروزان خورشید از پشت دیوارهای سرد سلولهای زندان ”
ایران سرزمین ستاره ها، در انتظار انقلاب سوم. ادامه سرکوب زندانیان سیاسی و افزایش فزاینده اعدام ها در آستانه انتخابات فرمایشی، چرا؟
چند روزی است که شکنجه های روانی علیه زندانیان سیاسی افزایش چشم گیری داشته است، از بخش شایعات بی پایه و اساس از طرف مسئولین زندان گرفته تا قطع کامل وسایل گرمایشی سلول ها! یکی از زندانیان امنیتی به یکی از زندانیان سیاسی گفته است که ما اشتباهات شاه را در اواخر دوران سلطنتی نخواهیم کرد، زیرا این درست یعنی اینکه ما نیز به سرنوشت آن رژیم گرفتار خواهیم شد!؟ بر همین اساس و با همین منطق گویا مسئولین در حال تدارک یک برنامه سازمان یافته برای ادامه سرکوب و شکنجه در زندانها هستند.
سالن دوازده زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) به یک دژ آهنگی، سیمانی تبدیل شده است و هیچ روزنه ای نه برای هوا خوری و تنفس و نه حتی برای دیدن نقطه ای از حیاط زندان وجود ندارد، زندانیان سیاسی بر اثر آسیب های وارده بینایی خود را از دست داده و سردردهای مزمنی پیدا کرده اند، یعنی اینکه تمام روزنه های پنجره سلول ها بسته شده است و راه نفس کشیدن و اکسیژن به سلول ها را کاملا قطع کرده اند.
این در حالی است که آیین نامه سازمان زندان ها بر داشتن حداقل امکانات برای هر زندانی و احترام به کرامت آن را تأکید و توصیه کرده است. اما گویا مسئولین نه برای آئین نامه سازمان خویش ارزشی قائل هستند و نه برای جان زندانیان سیاسی، زیرا در چند ماه گذشته شاهد بوده ایم که تعدادی از زندانیان سیاسی بر اثر اهمال کاری و کوتاهی و به صورت مشکوک جان خویش را از دست داده اند، و یا در یک کلام به قتل رسیدند، شاهرخ زمانی، اکبر محمدی، منصور رادپور، محسن دگمه چی، افشین اسانلو، مهدی زالیه، علیرضا کرمی خیرآبادی، و … که شاهد مرگ آنها بوده ایم.
ربودن زندانیان سیاسی از بهداری، سالن ملاقات و … یکی دیگر از شیوه های شکنجه زندانیان سیاسی بوده، که نمونه آخر آن آقای علی معزی بوده که از سالن ملاقات به جای نامعلومی منتقل شده است و جان این زندانی سیاسی در خطر جدی قرار دارد، وضعیت غذا و دارو و دیگر امکانات زندانیان نیز از استانداردهای کافی برای یک زندانی برخوردار نیست… از طرفی دیگر موج شدید اعدام ها یا سونامی اعدام ها در زندانها و قتل عام زندانیان عادی و حتی برای زندانیان که در زمان ارتکاب جرم از لحاظ حقوق بین المللی کودک حساب می آیند خود گواه بحرانی است که حکومت جمهوری اسلامی نه به قانون بین الملل و نه به شریعت اسلامی و نه به انسانیت احترامی نمی گذارند و نقض سیستماتیک حقوق بشر مهر تأییدی بر این گفتار است.

زندانیان سیاسی در طول سالهای خفقان ارتجاع آخوندی در ۳۸سال گذشته بارها و بارها به اعدام نه گفته اند، به شکنجه و دستگیری های خودسرانه و زندان، نه گفته اند و به چپاول سرمایه های ملی نه گفته اند، به رانت های گسترده، فسادهای اخلاقی و اداری، سرکوب اقلیتهای مذهبی و قومی، و به سرکوب زنان و دختران میهنمان با فریادهای بلند و گویا، نه گفته اند، به موشک پرانی ها و ماجراجویی ها و دخالت رژیم در کشورهای منطقه و شرکت در کشتار زنان و کودکان، نه گفته اند، و در این راه از جان و زندگی خویش گذشته اند برای یک نه بزرگ به ولایت فقیه.
تا شعله های سرخ فام و شراره های نورانی آزادی در این سرزمین همچنان حتی از پشت دیوارهای قطور زندان ها و سلول های سرد و یا در اسارت صدها و هزاران اندیشه و فکر، راه گویای انسانیت خویش را جست و جو کنند، تا پیوندی باشد بین ایران و جهانیان، این رسم دیرین آزادی است که ما نفسهایمان را تقدیم ان می کنیم.
خالد حردانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر(گوهردشت)